پرخوری عصبی چیست و چگونه می‌توان آن را کنترل کرد؟

پرخوری عصبی چیست و چگونه می‌توان آن را کنترل کرد؟
تعداد نظرات :0
آنچه در این مقاله میخوانید ..

گاهی پرخوری با یک تصمیم ساده شروع نمی‌شود؛ شاید بعد از یک روز پرتنش، یک بحث خانوادگی، بی‌خوابی یا حتی بعد از سخت گرفتن بیش از حد به خودتان باشد. اگر بارها با خودتان گفته‌اید «دیگر این کار را نمی‌کنم» اما دوباره سراغ غذا رفته‌اید، احتمالاً این سؤال برایتان جدی است که پرخوری عصبی چیست و چرا کنترل آن این‌قدر سخت می‌شود. پاسخ کوتاه این است: این رفتار معمولاً به ضعف اراده ربط ندارد؛ بیشتر وقت‌ها راهی است که ذهن و بدن برای کنار آمدن با فشار، محرومیت یا احساسات دشوار انتخاب کرده‌اند.

پرخوری عصبی چیست؟

پرخوری عصبی به خوردن مقدار زیادی غذا در مدت نسبتاً کوتاه گفته می‌شود، همراه با این احساس که کنترل خوردن از دستتان خارج شده است. فرد ممکن است حتی زمانی که گرسنگی جسمی ندارد، با سرعت غذا بخورد و تا حد ناراحتی و سنگینی ادامه دهد. بعد از آن هم احساس گناه، شرم، ناراحتی از بدن یا ترس از افزایش وزن شایع است.

یک نکته مهم این است که هر پرخوری‌ای به معنی اختلال خوردن نیست. مثلاً غذا خوردن بیشتر در مهمانی، شب یلدا یا بعد از یک فعالیت بدنی طولانی، با پرخوری عصبی فرق دارد. در پرخوری عصبی، تکرار شدن این تجربه، حس از دست دادن کنترل و فشار روانی بعد از آن، بخش اصلی مسئله هستند.

در بعضی افراد، پرخوری با رفتارهای جبرانی مثل استفراغ عمدی، مصرف ملین، روزه گرفتن افراطی یا ورزش سنگین برای «جبران» همراه می‌شود. این الگو می‌تواند نشانه یک اختلال خوردن جدی باشد و نیاز به ارزیابی پزشک، روانشناس یا روانپزشک دارد. اگر چنین رفتارهایی دارید، کمک گرفتن را به تعویق نیندازید.

نشانه‌هایی که نباید نادیده بگیرید

پرخوری عصبی همیشه در ظاهر مشخص نیست. خیلی از افراد وزن معمولی دارند یا حتی در مسیر کاهش وزن هستند، اما در تنهایی با این چرخه درگیرند. چند نشانه رایج شامل خوردن سریع و پنهانی، ادامه دادن غذا خوردن با وجود سیری و ناراحتی شکم، فکر کردن مداوم به غذا و برنامه‌ریزی برای آن، و احساس شرم یا ناامیدی شدید پس از خوردن است.

ممکن است متوجه شوید که بعضی غذاها را «ممنوع» کرده‌اید و درست همان غذاها در زمان فشار روانی برایتان وسوسه‌کننده‌تر می‌شوند. یا شاید روز را با حذف صبحانه و ناهار می‌گذرانید، اما شب دیگر نمی‌توانید جلوی خودتان را بگیرید. این‌ها سرنخ هستند، نه مدرک بی‌ارادگی.

چرا این چرخه شکل می‌گیرد؟

رژیم‌های خیلی سخت و گرسنگی طولانی

بدن با محرومیت طولانی کنار نمی‌آید. وقتی کالری یا گروه‌های غذایی را بدون توجه به نیاز بدن حذف می‌کنید، گرسنگی جسمی و ذهنی بالا می‌رود. شاید چند روز بتوانید مقاومت کنید، اما در نهایت بدن برای دریافت انرژی واکنش شدیدتری نشان می‌دهد. سپس فرد پرخوری می‌کند، عذاب وجدان می‌گیرد و تصمیم می‌گیرد رژیم را سخت‌تر کند. این همان چرخه‌ای است که باید شکسته شود.

برای کسی که سابقه پرخوری دارد، برنامه غذایی بسیار کم‌کالری یا حذف کامل نان، برنج، شیرینی و وعده‌های اصلی معمولاً انتخاب پایداری نیست. اینکه چه مقدار و چه نوع غذایی مناسب شماست، به وزن، فعالیت، وضعیت سلامت، اشتها و الگوی روزانه‌تان بستگی دارد.

احساسات حل‌نشده

غذا می‌تواند برای چند دقیقه حواس را از اضطراب، تنهایی، خستگی، عصبانیت یا غم پرت کند. مشکل از لذت بردن از غذا نیست؛ مشکل وقتی ایجاد می‌شود که غذا تنها ابزار آرام کردن خودتان باشد. در این حالت، مغز یاد می‌گیرد هر بار که فشار بالا رفت، مسیر غذا را پیشنهاد دهد.

گاهی فرد اصلاً متوجه احساس اصلی خود نیست. فقط می‌بیند که بی‌هدف به آشپزخانه رفته یا مدام دنبال خوراکی می‌گردد. مکث کوتاه و پرسیدن «الان واقعاً چه چیزی لازم دارم؟» می‌تواند شروع یک تغییر مهم باشد.

خواب کم، خستگی و برنامه نامنظم

کم‌خوابی اشتها و میل به غذاهای شیرین یا پرچرب را بیشتر می‌کند. از طرف دیگر، روزهای شلوغی که وعده‌ها جابه‌جا یا حذف می‌شوند، بدن را به سمت گرسنگی شدید عصر و شب می‌برند. در چنین شرایطی انتظار کنترل کامل از خودتان واقع‌بینانه نیست.

نگاه همه یا هیچ به غذا

وقتی غذاها را به دو گروه «خوب» و «بد» تقسیم می‌کنید، خوردن یک تکه کیک ممکن است در ذهنتان به معنی خراب شدن کل روز باشد. بعد با این فکر که «حالا که رژیم را شکستم، هرچه می‌خواهم می‌خورم»، پرخوری ادامه پیدا می‌کند. در حالی که یک انتخاب غذایی، کل مسیر شما را خراب نمی‌کند و وعده بعدی همیشه فرصت برگشت به تعادل است.

تفاوت گرسنگی جسمی و گرسنگی احساسی

گرسنگی جسمی معمولاً تدریجی است، با علائمی مثل ضعف، خالی شدن معده، کاهش تمرکز یا بی‌حوصلگی همراه می‌شود و با یک وعده متعادل آرام می‌گیرد. گرسنگی احساسی اغلب ناگهانی سراغتان می‌آید و ممکن است میل شدید به یک خوراکی مشخص ایجاد کند؛ مثلاً فقط شیرینی، چیپس یا فست‌فود.

البته این دو همیشه کاملاً جدا نیستند. ممکن است هم واقعاً گرسنه باشید و هم به دلیل استرس میل بیشتری به خوردن داشته باشید. هدف این نیست که هر بار تشخیص بی‌نقص بدهید؛ هدف این است که قبل از خوردن، کمی آگاهانه‌تر با نیازتان روبه‌رو شوید.

برای کنترل پرخوری عصبی از کجا شروع کنیم؟

اولین قدم، حذف تنبیه است. بعد از یک پرخوری، وعده بعدی را حذف نکنید و خودتان را با ورزش سنگین مجازات نکنید. این کار فقط احتمال گرسنگی شدید و تکرار پرخوری را بالا می‌برد. به جای آن، در وعده بعدی به الگوی عادی و متعادل برگردید: مقداری پروتئین، کربوهیدرات، سبزیجات یا میوه و چربی مفید.

وعده‌های منظم بسازید. برای بسیاری از افراد، سه وعده اصلی و یک تا دو میان‌وعده برنامه‌ریزی‌شده کمک می‌کند گرسنگی به نقطه انفجاری نرسد. لازم نیست همه چیز را با ترازو اندازه بگیرید، اما بهتر است فاصله بین وعده‌ها آن‌قدر طولانی نباشد که در پایان روز احساس کنید هرچه در دسترس است باید خورده شود.

محیط غذا خوردن هم اثر زیادی دارد. تا حد امکان غذا را نشسته، بدون عجله و در ظرف مشخص بخورید. خوردن مستقیم از بسته، جلوی تلویزیون یا هنگام کار با گوشی، تشخیص سیری را سخت‌تر می‌کند. لازم نیست هر وعده کاملاً آرام و بی‌نقص باشد؛ حتی چند دقیقه توجه بیشتر، تفاوت ایجاد می‌کند.

ثبت کردن محرک‌ها نیز مفید است. نه برای شمردن وسواسی کالری، بلکه برای پیدا کردن الگوها. یادداشت کنید چه زمانی پرخوری رخ داد، قبل از آن چه خورده بودید، چه احساسی داشتید و چه اتفاقی در روزتان افتاده بود. بعد از چند بار، ممکن است ببینید شب‌های کم‌خوابی، تماس با یک فرد خاص، حذف ناهار یا فشار کاری محرک مشترک شما هستند.

اگر میل شدید به خوردن آمد، لازم نیست با آن بجنگید. پنج تا ده دقیقه فاصله ایجاد کنید: یک لیوان آب یا چای بنوشید، چند نفس عمیق بکشید، از آشپزخانه خارج شوید یا با یک نفر صحبت کنید. اگر بعد از این مکث همچنان گرسنه بودید، غذا بخورید؛ اما سعی کنید انتخابتان از روی توجه باشد، نه از روی هجوم و ترس.

چه زمانی کمک تخصصی لازم است؟

اگر پرخوری‌ها تکرار می‌شوند، باعث ناراحتی شدید شده‌اند یا با استفراغ عمدی، ملین، روزه طولانی، ورزش اجباری، سرگیجه و ضعف همراه هستند، مراجعه به متخصص ضروری است. درمان پرخوری عصبی معمولاً فقط با یک رژیم حل نمی‌شود و ممکن است به همراهی روانشناس، روانپزشک و کارشناس تغذیه نیاز داشته باشد.

یک برنامه غذایی شخصی‌سازی‌شده می‌تواند در کنار درمان روانشناختی کمک کند که بدن از محرومیت خارج شود، وعده‌ها منظم شوند و کاهش یا افزایش وزن با فشار کمتر پیش برود. در هیلدا شناسی، تنظیم برنامه بر اساس اشتها، سبک زندگی، شرایط بدنی و غذاهای قابل اجرای خانواده انجام می‌شود تا رژیم خودش به محرک تازه‌ای برای پرخوری تبدیل نشود.

لازم نیست برای بهتر شدن، اول کاملاً کنترل داشته باشید. کافی است از همین امروز یک وعده را بدون حذف کردن، یک احساس را بدون قضاوت کردن و یک انتخاب را با مهربانی بیشتر انجام دهید. تغییر رابطه با غذا معمولاً آرام و مرحله‌به‌مرحله اتفاق می‌افتد، اما هر قدم کوچک می‌تواند از شدت این چرخه کم کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *